تبلیغات
تـاریـخ - مـتـافـیـزیـک - پی نوشت های مقاله ی مشعشعیان

پی نوشت های مقاله ی مشعشعیان

سه شنبه 2 مهر 1392 06:27 ق.ظ

نویسنده : سید فاخر خلف زاده *موالی زاده*

مشعشعیان - استاد محمد علی رنجبر - سید فاخر مولاء(مشعشعیان)


پی نوشت ها:

. این اثیر در زمینه تاریخ عمومی است که مطالب آن از داستان آفرینش آغاز می شود، اما کانون توجه نویسنده در موضوع تاریخ عراق است. بخش هایی از این اثر بر مبنای دو نسخه خطی موجود به چاپ رسیده است; التاریخ الغیاثی، الفصل الخامس من سنة 656-891ه / 1258-1486م، تصحیح و تحقیق طارق نافع الهمدانی (بغداد، مطبعة اسعد، 1975م).

2. در متن تاریخ غیاثی، کلمه «تسعمائة » به اشتباه «سبعمائة » ذکر شده است; ر.ک: ص 18-17.

3. غیاثی، حسن بیگ (اوزون حسن) (متوفی 882ه) را عادل و «نیکوکار» معرفی می کند; (ص 2-391). منظور از تاریخ نگاری تقدیرگرایانه، توجه و تمسک غیاثی به «قران » در تبیینی و ریشه یابی حوادث است، چنان که پیروزی ها و شکست ها در موارد مختلف، امری جبری تلقی می گردد; ر.ک: عبدالله بن فتح الله بغدادی، همان، ص 360 و 340-320 و 292.

4. قاضی نورالله شوشتری، مجالس المؤمنین (تهران، کتابفروشی اسلامیه، 1376ه) ج 2، ص 395.

5. قاضی نورالله شوشتری از سادات مرعشیه شوشتر بود که اجداد او از آمل به این شهر مهاجرت کرده بودند. با به قدرت رسیدن مشعشعیان در خوزستان، تعدادی از پیشینیان قاضی نورالله آن جا را ترک نمودند، اما در زمان حکومت سلطان محسن بن سیدمحمدبن فلاح (905-870ه) بار دیگر به شوشتر باز گشته و به فرمانروایان مشعشعی نزدیک شدند. از جملع مؤثرترین آن ها که به حاکمیت مشعشعیان تقرب داشت، میرنورالله مرعشی شوشتری، پدربزرگ قاضی نورالله، بود، برای آگاهی بیشتر ر.ک: سیدعبدالله جزایری، تذکره شوشتر (تهران، کتابخانه صدر، بی تا)، ص 33-35.

برای آگاهی از زندگی، عقاید و آثار قاض نورالله ر.ک: میرزاعبدالله افندی تبریزی، ریاض العلما و حیاض الفظلا، به کوشش سیدمحمود مرعشی (قم، بی نا، 1401ه) ج 5، ص 265-268.

6. افزون برآن چه در بالا ذکر شد، مطالب سیدعلی خان درباره دوره دوم حیات مشعشعیان از ارزش غیر قابل انکاری برخوردار می باشد. گفتنی است که از سال 914ه ، قلمرو مشعشعیان به تصرف صفویان درآمد و حیات مستقل آن ها پایان گرفت. اما آن ها از این پس، دوره دوم حیات خود را تحت عنوان والیان مشعشعی و تحت نظر حکومت صفوی ادامه دادند. تنها نسخه خطی موجود از «تاریخ مشعشعیان » به شماره 1513 در کتابخانه مدرسه عالی شهید مطهری. تهران (سپسالار سابق) نگه داری می شود. در صفحه دوم این کتاب، (نسخه مذکور صفحه شماری شده، از این رو در ارجاع دادن به آن، به جای برگ، از کلمه صفحه (ص) استفاده می شود) نویسنده به استفاده از آثار غیاثی و قاضی نورالله اشاره می کند.

7. دو نسخه از «کلام المهدی » باقی مانده است: 1- نسخه موجود در کتابخانه آیت الله مرعشی نجفی در قم، به شماره 1211. 2- نسخه موجود در کتابخانه مجلس شورای اسلامی، به شماره 10222. نسخه موجود در مجلس شورای اسلامی با خط نسخ سده دهم ق در 370 برگ سیزده سطری مورد استفاده پژوهش حاضر قرار گرفته است. میکروفیلم نسخه مذکور به شماره 3032 در کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران موجود است.

8. از مهمترین این پژوهش ها دو اثر جاسم حسن شبر می باشد که عبارتنداز: 1- تاریخ المشعشعیین و تراجم اعلامهم: نجف، بی تا، 1385ه/1965م. 2- مؤسس الدولة المشعشعیة و اعقابه فی عربستان و خارجها، نجف، بی نا، 1392ه/1972م. شبر در دواثر مذکور، رسالت دفاع از برخی موارد اعتقادی مشعشعیان را به عهده می گیرد و در این مسیر برخی واقعیت های تاریخی را نادیده می انگارد. قابل ذکر است که شبر از «کلام المهدی » جز بخش های کوتاهی که احمد کسروی تبریزی در ضمیمه آثار خود به طبع رسانده، استفاده نکرده است; احمد کسروی تبریزی، مشعشعیان (تهران، انتشارات فردوس، 1378ش). کسروی آغازگر مطالعه در موضع مشعشعیان است; او برای نخستین بار به وجود اثر مهم «کلام المهدی » پی برد و بخش های کوتاهی از آن را در ضمیمه کتاب «تاریخ پانصد ساله خوزستان » به چاپ رساند. داوری های کسروی درباره مشعشعیان ریشه در آموزه های اعتقادی وی داشت که موجب عدم بررسی همه جانبه، روشمند و بی طرفانه او شد. برای آگاهی از باورهای ویژه او درباره تشیع و مهدویت که مؤثر در نگرش او بر مشعشعیان بود، ر.ک: 1- احمد کسروی تبریزی، شیعی گری (تهران، بی نا، بی تا) ص 51. 2- عباس العزاوی، تاریخ العراق بین الاحتلالین (عراق [بغداد]، بی تا، 1357ه/1939م) ج 3. اثر عزاوی بیشترین تفصیل را در موضع مشعشعیان و بویژه سیدمحمدبن فلاح دارد، اما نمی تواند مبتنی بر تاریخ غیاثی و یا منابع اصیل دیگر باشد، و افزون بر این، او از «کلام المهدی » و «تاریخ مشعشعیان » استفاده نکرده است; ر.ک: عباس العزاوی، همان، ص 107.

شیبی نیز چون عزاوی در اثر زیر درباره مشعشعیان از منابع اصل بهره نبرده است: مصطفی کامل شیبی، تشیع و تصوف تا آغاز سده دوازدهم هجری، ترجمه علیرضا ذکاوی قرارگزلو (تهران، امیرکبیر، 1359س)، ص 274-285. برای آگاهی بیشتر نگاه کنید به مقاله نگارنده; «مشعشعیان; منابع و مطاللعات »، یادنامه دکتر عبدالهادی حائری (زیرچاپ).

9. برای آگاهی بیشتر از سلسله نسب و اعقاب سیدمحمدبن فلاح ر.ک: جاسم حسن شبر، مؤسس الدولة المشعشعیة و اعقابه فی عربستان و خارجها، هما، ص 85.

10. قاضی نورالله شوشتری، همان.

11. جاسم حسن شبر، تاریخ المشعشعیین و تراجم اعلامهم، همان.

12. قاضی نورالله شوشتری، همان.

13.

این مقاله به همت آقای عبداللهی (فارغ التحصیل زبان آلمانی) به فارسی ترجمه شده است.

14. قاضی نورالله شوشتری، همان.

15. جاسم حسن شبر، همان. شبر این کتاب را همان اثر ابن فهد می داند که حاوی برخی اخبار و حوادث آینده مستخرج از کلام علی(ع) است. ر.ک: جاسم حسن شبر مؤسس الدوله المشعشعیة و اعقابه فی عربستان و خارجها، همان، ص 57.

16. قاضی نورالله شوشتری، همان.

17. جاسم حسن شبر، تاریخ المشعشعیین و تراجم اعلامهم، همان، ص 30; قاضی نورالله شوشتری، همان.

18. عبدالله بن فتح الله بغدادی، همان، ص 273-274. غیاثی موضوع مشعشعیان را در دنباله حواث پس از سال 842ه می آورد. در آغاز کتاب از عنوان زیر خبر می دهد، اما مصحح این فصل از کتاب را در نسخه موجود نیافته است: «فی ظهور السیدمحمدابن فلاح المعروف بالمشعشع و عددهم اربعة نفر و مدة حکمهم فی الجزائر الی غایة سنة احدی و سبعمائة. سبعمائة در عبارت مذکور باید اشتباه ناسخ باشد و درست آن «تسعمائه » است.

19. قاضی نورالله شوشتری، همان. این مناظره در سال 840 روی داد; ر.ک: همان، ص 370. در تحفة الازهار و زلازل الانهار فی نسب الائمة الاطهار اثر ضامن بن شدقم (ج 3، ص 113-114) این حادثه را حدود سال 840 ذکر می کند. ر.ک: تاریخ غیاثی، ص 273 (یادداشت های مصحح).

20. همان.

21. همان، ص 396.

22. جاسم حسن شبر، همان، ص 5.

23. سیدمحمدبن فلاح، ورق 70ب.

24. همان، ورق 252ب.

25. همان، ورق 254الف.

26. اثر مهم «تاریخ کبیر» نیز آگاهی روشنی از آغاز فعالیت های سیدمحمد نمی دهد. اما بر «سفر خراسان و عراق » او اشاره دارد: «... بعد از آن که سفر خراسان و عراق کرده به شوشتر آمد و مدتی در شوشتر بود. بعد از آن به جزایر درآمد و مذهب تشیع ظاهر کرد و چون بیشتر ساکنان جزایر شیعه اند بدو بگرویدند ...»; میکروفیلم شماره 4775، موجود در کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران، بدون صفحه شماری.

27. عباس العزاوی، همان، ص 25-27.

28. جاسم حسن شبر، مؤسس الدولة المشعشعیه و اعقابه فی عربستان و خارجها، ص 57-58.

29. شیبی، کتاب «التحصین » و «عدة الداعی » شیخ احمدبن فهد حلی را با این نگرش بررسی کرده است و ویژگی های متصوفانه آن ها را آشکار کرده است; ر.ک: مصطفی کامل شیبی، همان.

30. برای نمونه در طریقت قادریه، پس از مراسم ذکر و سماع، و در شرایطی که حالت خلسه در دراویش ایجاد شده است، در صورت دستور شیخ و مرشد، این گونه کارهای عجیب به اجرا گذاشته می شود. از جمله این اعمال که هم اکنون نیز در میان پیروان آن طریقت در کردستان ایران و بخش هایی از عراق صورت می گیرد، می توان از شمشیر برگردن فشردن، دشنه بر شکم زدن، شمشیر از دو سوی شکم گذراندن، اشیایی چون شیشه، تیغ و وزنه تازو بلعیدن، میله های فلزی در گونه ها و سر فرو بردن و ... نام برد. نگارنده خود در تابستان 1368، درباره آن طریقت و این آداب و مناسک در شهرستان سنندج و در جمع دراویش طریقت قادریه بررسی هایی داشته است و لازم به ذکر می داند که این امور به عنوان اعمال فرض و واجب در باور آن ها نیست، اما در برخی شرایط و در صورت ضرورت اجرا می شود.

31. قاضی نورالله می نویسد: «در سال هشتصد و چهل هجری شیخ احمدبن فهدحلی و باقی علمای شیعه را [میرزا اسپند] از حله و دیگر مواضع طلبید و با علمای سنی بغداد به مناظره انداخت. چون علمای شیعه در مناظره غالب آمدند و اثبات حقیقت مذهب اهل بیت(ع) نمودند اسپند میرزا ترویج آن مذهب نموده امر کرد تا سکه و خطبه به نام دوازده امام(ع) کردند و در همین سال سیدمحمدبن فلاح موسوی که اول سلاطین مشعشع است ظهور نمود; ر.ک: قاضی نورالله شوشتری، همان، ص 370.

32. همان، ص 395-396; قاضی نورالله «طایفه زنان » می نویسد. عزاوی آن را «الرزنان » می آورد; عباس العزاوی، همان، ص 112.

33.

34. جاسم حسن شبر، همان.

35. قاضی نورالله شوشتری، همان، ص 396; از نام حاکم ذکری نشده، ظاهرا او «سرکرده محلی » بوده و از قدرت های بزرگ پیرامونی تبعیت نمی کرده است; ر.ک: 65 . .caskel, p

36. جاسم حسن بشر، همان، ص 6.

37. قاضی نورالله شوشتری، همان، ص 397.

38. جاسم حسن شبر، همان.

39.

40. قاضی نورالله شوشتری، همان.

41. casket, p. 65.

42. احمد کسروی تبریزی، همان، ص 34.

43. جاسم حسن بشر، همان، ص 7; در تاریخ غیاثی از شیوع وبا در بغداد و تمام بلاد در سال 841 خبر می دهد که دامنگیر تمام ساکنان آن شهر شد; عبدالله بن بغدادی، همان، ص 270.

44. casket, p. 65.

45. قاضی نورالله شوشتری، همان.

46. جاسم حسن شبر، همان.

47. قاضی نورالله شوشتری، همان.

48. سیدمحمدبن فلاح، همان، برگ 65 الف.

49. همان، برگ 288.

50. جاسم حسن شبر، همان.

51. قاضی نورالله شوشتری، همان، ص 398.

52. سیدمحمدبن فلاح، همان، برگ 65.

53. همان، برگ 288; به نظر می رسد کاربرد کلمه «مغولان » درباره دشمنان، بویژه قراقویونلوها، در جهت تحقیر و تشبیه آن ها به مغول باشد، وگرنه ترکمنان قراقویونلو از نژاد مغول نبودند.

54. مصطفی کامل شیبی، همان، ص 207-208.

55. احمد کسروی تبریزی، همان، ص 33.

56. قاضی نورالله شوشتری، همان.

57. جاسم حسن شبر، همان.

58. قاضی نورالله شوشتری، همان.

59. جاسم حسن شبر، همان.

60. همان.

61. همان، قاضی نورالله شوشتری، همان.

62. جاسم حسن شبر، همان، ص 10.

63. عبدالله بن فتح الله بغدادی، همان، ص 274.

64. قاضی نورالله شوشتری، همان، ص 399.

65. عبدالله بن فتح الله بغدادی، همان، ص 274-276; اسپند در ادامه مسیر، وارد بغداد می شود و پس از شش ماه اقامت به بیماری شدیدی مبتلا شده و در سال 848ه می میرد. مدت حکومت او در بغداد دوازده سال ذکر شده است، ر.ک: همان، ص 276.

66. جعفری، «تاریخ کبیر»، میکروفیلم شماره 4775، موجود در کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران، بدون صفحه شماری.

67. واژه پس از «خاقانی » در متن اصلی «تاریخ کبیر» ناخواناست. اما با توجه به زمان حادثه (845-847)، در این ایام، خاقان بزرگ حکومت تیموری شاهرخ می باشد، و نماینده او در حکومت فارس (شیراز) عبدالله سلطان است.

68. جعفری، همان، بدون صفحه شماری.

69.

70. قاضی نورالله شوشتری، همان.

71. سیدعلی خان تاریخ درگذشت او را 866 آورده است.

72. قاضی نورالله شوشتری، همان.

73. عبدالله بغدادی، همان، ص 306-307.

74. همان، ص 305.

75. قاضی نورالله شوشتری، همان; سیدعلی خان، امیر این دراج و عشایر او را از کسانی می داند که در واسط مانده بودند; ر.ک: جاسم حسن شبر، همان، ص 11.

76. عبدالله بن فتح الله بغدادی، همان، ص 308.

77. قاضی نورالله و سیدعلی خان در این جا گزارش یورش مولی علی به عراق عرب را به اتمام می رسانند و خبر از بازگشت او به حویزه و سپس آغاز حمله او به کوه کیلویه و بهبهان می دهند; ر.ک: قاضی نورالله شوشتری، همان، جاسم حسن بشر، همان.

78. عبدالله بن فتح الله بغدادی، همان، ص 309.

79. غیاثی این حادثه را از تاثیر قران - سداسی در برج عقرب - می داند، همچنان که ظهور مشعشع، و باریدن برف زیاد در بغداد را که موجب نابودی نخل ها و درختان حله و عراق شد از تاثیر قران در ایام ذکر می کند; ر.ک: عبدالله بن فتح الله بغدادی، همان، ص 310.

80. همان.

81. همان، ص 311.

82. همان.

83. جاسم حسن شبر، همان، ص 12.

84. سیدعلی خان ترور مولی علی را به دنبال محاصره پیربوداق در قلعه می داند که چون توان مقابله با مولی علی را در خود ندید از حیله ترور استفاده کرد. او می افزاید: مولی علی عادت داشت که هر روز صبح غسل کند و در آن روز بر حسب عادت وارد رود کردستان شد و این در حالی بود که تیرانداز منتظر او بود. این روایت اختلافاتی - چنان چه در متن آمده است - با روایت غیاثی دارد; جاسم حسن شبر، همان.

85. عبدالله بن فتح الله بغدادی، ص 312-313.

86. همان، ص 314. در روایت قاضی نورالله، گزارش کوتاهی در این باره آمده است: l ] مولی علی] لشکر به کوهکیلویه کشیده، محاصره قلعه بهبهان نمود و در آن اثنا تیری به مولی علی رسید و به همان وفات یافت و این واقعه در سال هشتصدوشصت ویک بود; قاضی نورالله شوشتری، همان. در گزارش سیدعلی خان می آید: «زمانی که در آستانه گشودن قلعه بود به غسل احتیاج پیدا کرد، پس به برکه ای نزدیک قلعه آمد ... وارد آب شد و با تیری کشته شد ... به دنبال قتل او سپاه درون قلعه بر سپاه مولی علی حمله برد و آن ه را پراکنده کرد; جاسم حسن شبر، همان. احمد کسروی ناباورانه ترور مولی علی را به فرمان پیربوداق و به علت تعصب شیعی گری او می داند که در کار مشعشعیان سستی می کرد و مایل نبود با آن ها جنگ روبرو بکند. در صورتی که وی تا این زمان نیروهای متعددی را جهت مقابله با مشعشعیان اعزام کرده بود; احمد کسروی تبریزی، همان ص 42. کسروی رودخانه «کردستان » را همان رود طاب می داند که در سده نهم و دهم هجری به رود کردستان معروف گردیده معروف گردیده و اکنون در نزدیکی های بهبهان، رود قنوات و ماهرود خوانده شده. در پایین ترها رود جراحی قرار دارد که مولی علی در آن شنا می کرد; قاضی نورالله شوشتری، همان، ص 400، احمد کسروی تبریزی، همان.

87. قاضی نورالله شوشتری، همان، ص 399-400.

88. جاسم حسن شبر، همان.

89. سیدمحمدبن فلاح، همان، برگ 61 و 338.

90. همان، برگ 336-337.

91. همان، برگ 337-338.

92. همان، برگ 101-102.

93. همان، برگ 61.

94. w.casket, p. 68.

95. قاضی نورالله می نویسد: «منقول است که مولی علی به آن دعوی [حلول روح علی(ع) دروی] اکتفا ننموده، دعوی خدایی نیز کرد»; ر.ک: قاضی نورالله شوشتری، همان، ص 400; قابل ذکر است که بدنه جنبش مشعشعی نیز به همراه مولی علی است و یاری گر او در درگیری های دشوار نظامی مذکور است و حتی این حمایت مشعشعیان نیز در دفاعیات سیدمحمد بازتاب دارد، آن جا که از ناتوانی خود در مقابله با مولی علی - که قاعدة به پشتوانه حمایت مشعشعیان بود - اشاره می کند و از عدم اجرای قتل او که به ذهن سیدمحمد خطور کرده بود، یاد می کند.

96. برای نمونه، سیدمحمدبن فلاح جهت در امان بودن از خطر یورش اسپند، برای مدتی کوتاه اظهار پیوند و پیروی کرد و حتی هدایای قابل توجهی نیز به او داد، اما در نخستین فرصت - که در مدت زمان کوتاهی پیش آمد یورشی سخت بر افراد و اموال او برد.

97. در فاصله قتل مولی علی (861) تا مرگ سیدمحمدبن فلاح (870ه)، جز در خصوص مقابله وی با حمله خاندان عبادی، از اقدامات تهاجمی و توسعه طلبانه وی اطلاعی در دست نیست.

سید فاخر مولاء - و سلام علیکم و رحمه الله




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: سه شنبه 2 مهر 1392 06:29 ق.ظ



انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس